تبليغاتX
به حامیان دولت ائتلافی ، متعهد و کارآمد بپیوندید  به حامیان دولت ائتلافی ، متعهد و کارآمد بپیوندید برد شیر
دوشنبه دوازدهم آذر 1386
اتهام

 

شنيده ام

كودكانت را

به اتهام بي ادبي

تنبيه مي كني

هروقت

ادب اجدادي خويش را

معصومانه زمزمه مي كنند

راستي

پدرمان چگونه سخن مي گفت ؟

با كدام گويش فراموش شده ؟

 

 

 

رویا..

از من خواستي در دوشيدن شير گله كمكت كنم . گرفتن شاخ حيوان با من بود ، و دوشيدن شيرش با تو . شايد خنده دار باشد اما آن لحظه ، آرزو مي كردم كه هيچگاه ؛ گله به پايان نرسد .

 

 

بهانه...

 

براي  ديدن  تو ،  بهانه ايي لازم بود . روزي احوال پرسي و روزي ديگر گرفتن برنوي بختيار برادرت . آمدن تا مال شما برايم ساده بود  اما جور كردن بهانه ، نه .  بهانه ي آخر اما انگار بي بهانه ترين بهانه بود . آري  ؛ همان روزي كه بغضم را بي صدا فرو مي خوردم  و دوشادوش خانواده ات ،  اسباب كوچ آن سالتان را جابجا مي كردم .

 

 

 

+ نوشته شده در 11:32 توسط علیـــــــــداد ( مقداد رحیمی ).