|
نگرشی نو بر ایل بختیاری
|
عبد مَمَد للری سیچه نَمُردی
چارشنبه بیسته یکم گُلِنه بُردی
چارشنبه بیستو یکم یارنه بُردم
ار دونسُم اِمیره خوم جاس ایمُردُم
ز للر زیدم به در کُتک دُوُنُم
لاش اسپد خدابس تَش وَن بِ جونُم
ز للر زیدم بِ در کتک نیامه
لاش اسپد خدابس کور کِرد تیامه
ز للر زیدم بِ دَر دستُم پَتیه
ایخُم رم هونه گلم خجالتیه
پیشم کُه پشتم کمر درُم تفنگچی
خدابس جون بهوت تند پاتِ وُرچی
امنیت اخلاقی .... امنیت فرهنگی
" وقتی داشته هایت را کمرنگ کرده ایی "
چند روزیست که در سطح کشور شاهد اجرا شدن طرح موسوم به امنیت اخلاقی هستیم . طرحی که اگر درست و منطقی به مرحله ی اجرا در آید تا حدودی می توان امیدوار بود که آب رفته را به جوی بازگرداند و مرهمی باشد هر چند دیر بر زخم های چندین ساله ی فرهنگ این مرز وبوم .
اما هدف ما بررسی این طرح یا دیگر اقدامات همسو در جامعه نیست . بحث در مورد نیازهای کثیر فرهنگی ست که جامعه ی امروز ما به اجبار باید پاسخ هایی معقول برای آنها ارائه دهد . خواسته های فرهنگی که کمتر مورد بحث قرار گرفته اند و یا اگر هم مطلبی برای شروع از سوی برخی افراد بازگو شده به دلایلی ناشناخته کمتر جدی قلمداد شده اند و ترجیح کلی به مسکوت ماندن آن گرایش داشته است .
متاسفانه این گونه به نظر می رسد که تقریبا تنها امر خطیری که طی این چند سال اخیر ، مسئولین فرهنگی و متصدیان امور اجرایی کشور به آن توجه چندانی نکرده ند ، مسئله ی فرهنگ عمومی جامعه و نیازهای روحی اقشار مختلف کشور بوده است . امری که سستی ها و کم کاری ها و بعضا منفی کاری های انجام شده در خصوص آن ، چنان موقعیت و شرایطی را در سطح جامعه ایجاد کرده است که امروز شاهد اجرا شدن طرح هایی جبرانی مانند همین حرکت امنیت اخلاقی هستیم .
این در حالیست که قسمت اعظم جغرافیای فرهنگی کشورمان از صد ها سال قبل تحت تسلط خرده فرهنگ هایی پویا و خوش ساخت بوده است . اعتقاداتی برخواسته از اصل اقوام مختلف کشور که در عین صلابت و استخوان بندی مشخص در طول سالیان متمادی ضامن بقاء و نشاط فرهنگی احاد مختلف این کشور شمرده می شده اند .
حال سوال اساسی اینگونه مطرح می شود که برخورد و نگرش ما طی سالهای معاصر نسبت به این داشته ها و ذخایر فرهنگی چگونه بوده است ؟! و چقدر در احیا و جهت دهی مثبت به این آیین های مقبول منطقه ایی توفیق داشته ایم .؟ و آیا اینگونه احساس نمی شود که ما با مورد توجه قرار ندادن ریشه های اصیل فرهنگ کشورمان عملا زمینه ی از خود بیگانگی ارزشی و خلع سلاح فرهنگی را در سطح کشور بوجود آورده ایم ؟ و خواسته یا ناخواسته تیشه بر ریشه ی خسته ی فرهنگ ایرانی – اسلامی مان زده ایم ؟ آیا خرده فرهنگ های غنی این مرز بوم در طول این سالها نیازمند ذره ایی دفاع و امنیت ارزشی از سوی تصمیم گیرندگان امر فرهنگ و الگو سازان ساخت فرهنگ بومی و ملی نبودند ؟
بدون شک پاسخ به این سوال نیازمند تامل و بازبینی بیشتریست . اما آنچه در اوضاع فرهنگی امروز ایران پر واضح می نماید این حقیقت است که اگر ما داشته هایمان را در طول تاریخ ارج می نهادیم ، اگر ما ذره ایی از اهمال و قصور خود در زمینه ی فرهنگی خویش می کاستیم بدون شک امروز شاهد اینگونه کج روی های اخلاقی و فرهنگی به این وضوح در کشور نبودیم .
امید است که بعد از این با آشنا تر کردن جوانان به میراث پدران و مادران استوارشان ، هم آنها که در طول سالیان طولانی و مملو از جنگ و جدل های داخلی و خارجی و تحرکات ضد و نقیض فرهنگی ، هم اخلاق خود را پاس داشتند و هم فرهنگ گرانمایه ی خویش را زنده نگاه داشتند ، شاهد تولد دوباره ی فرهنگ اصیل ایرانی – اسلامی با همه ی زیبایی ها و گرانسنگی هایش باشیم . انشاالله .....
علیداد