و برگرد
آن روشنای دور
آتش بهون شماست
نگران بزها نباش
آنها زبان طبیعت را می دانند
جدال بی وقفه ی سنگ و باد
اسطوره و باور
حق با بلوط بود
شیرهای سنگی خسته اند
و ذهن کوره راه ها
سرگردان دیروز ...
اطراف چادر مشكين نماي سبز
چين هاي دامن " نيگا " شكوفه ريز
يكسر شقايق وحشي نشانده اند
گويي به پيرهن تازه ي " پريز "
بازگشته ايم به دامان ايل و اين بار اما بناست كه بمانيم اگر خدا بخواهد ، كه مي خواهد هم او پيوند و كوه زاده و كوه را .
و چون گذشته اميد آن داريم كه دوستان و همتباران پيشاني بلند و بخت يار ، ياري مان دهند در اين مسير سبز و روشن . انشالله